چرخش کامل در کالپه ، اسپانیا و یا "هیچ Entrada"

در زمینه : در راه باز هم -- مدیر @ 09:27

2010 ژانویه 21
نوشته شده توسط استیون Cozza

امروز ما رو به بیرون بروید و آزمون از دوچرخه TT ما شیرین است. این تمرین دشوار بود ، اما ارزشش را داشت. ما کمی استراحت کنید هم اکنون و سپس دوباره از تمرینات دو سرعت انجام دهد. پس از آن ، آن را ماساژ و سپس شام!

باید بگویم آن خیلی شیرین بودن دوچرخه سوار حرفه ای. ما از خواب بیدار کنید ، و ازآنها که breakfest عالی بوده است فقط برای ما ساخته شده است. سپس هیپ در تاریخ دوچرخه ما ، انجام تمرین ، دوباره و خوردن غذای بیشتر بسیار جذاب که آماده است برای ما. سپس ما را naps یا سر به آبگرم هتل برای ماساژ و سپس لذت بردن از صرف شام قبل از تبدیل چراغ های بیرون و رفتن به رختخواب در ما کاملا ساخته شده و آماده اتاق.

در حقیقت ، این آغاز را به من کمی دیوانه. در حال حاضر برخی خانه داری وسواسی اجباری در اینجا. میگن تا آنجا که به هر دو دست را بریزید دنی و لباس من است. روز دیگر ، من برگشتم به اتاق برای پیدا کردن جفت از لباس زیر Dannys بخوبی در پشته از من لباس خوبی خورده خورده. بنابراین من فکر کردم من به حال تاکتیک خرابی اثبات امروز -- من رفتم تا آنجا که برای ساختن محاصره در اتاق با صندلی و من قرار دهید تا توجه داشته باشید که گفت ، "تکنوازی bano ال ، به نفع por. بدون ENTRADA. "خب ، که هرگز کار نمی کند. آنها فقط گذشته را امضا گچ بری ، شکست را از طریق baracades و رفت و به شهر رفت. این جنگ است!

توجه داشته باشید در بهتر ، خوشحالم که من در نهایت می تواند خوردن بلغور جو دوسر در حال حاضر که آنها آن را در شیر خیس خوری نیست. آن زمان ما 5 روز تا آنها را برای انجام این کار. فریاد ، فریاد! من نفرت به درد ، اما این مهم است که بمانم گلوتن و لبنی آزاد برای بدن من به عملکرد درست.

خورشید همیشه درخشان در اینجا کالپه و من احساس بزرگ در تاریخ دوچرخه سواری ، بنابراین همه خوب است در اسپانیا. قلب من می رود بیرون به همه مردم هائیتی. ای کاش بیشتر بود من می توانم برای کمک به انجام وجود دارد. اگر شما شانس ، لطفا اهداء به صلیب سرخ آمریکا یا www.haitichildren.com. اگر شما به یکی از صندوق کمک به کودکان در هائیتی است ، شما میتوانید زیبا مالیات حذف و تبدیل به یک عضو از نژاد من برای کودکان و نوجوانان هواداران باشگاه. این برنده است!

خاموش برای سوار شدن ما از 2 روز -- زمان تمرین دو سرعت. Hoorah.

استیون

Garmin - گذر کاروان برگ خرنا امروز برای کمپ های آموزشی

در زمینه : در راه باز هم -- مدیر @ 18:34

2010 ژانویه 15
نوشته شده توسط استیون Cozza

من خودم از تخت پوست کنده ، در hopped مربی برای 30 دقیقه ، در زمان دوش گرفتن ، صبحانه خوردن ، به پایان رسید و پس از آن بسته بندی کیسه های من برای سفر جاده طولانی ما به اردوگاه آموزش امروز. چکمه گربه است ، بدست کاملا چرب از من شده اند تغذیه میکند. من چهره او مجبور خواهد بود که برای بیش از 2 هفته رفتن بدون اینکه تغذیه ، بنابراین من بوده ام دادن مقدار زیادی او را از مواد غذایی است. من حتی به او بعضی از ماهی ها من ساخته شده شب گذشته. امروز صبح ، من مقدار زیادی مواد غذایی در سراسر حیاط خلوت را برای او به میان وعده در تاریخ به عنوان روز رفتن در سمت چپ است که اگر strays دیگر انجام سرقت مواد غذایی نیست.

امروز ما برای رانندگی کردن ما را به کالپه ، اسپانیا. در حدود 5 ساعت رانندگی تا من مقدار زیادی از فیلم به تماشای در ماشین را در نوت بوک من را خواهد بود. من فیلم را در ماشین را تماشا هرگز. من ماشین بیمار ، پس آن را جالب می شود برای دیدن آنچه رخ می دهد به من ، haha.

شده است بزرگ گذشته 3 ماه منتهی به این اردوگاه و آغاز فصل. من واقعا هیجان زده به دیدن همه سخت کار کردن را بپردازم. این است یکی از چالش برانگیزترین زمستان همیشه برای من ، بیشتر به دلیل تغییرات رژیم غذایی برای کمک به من با من سندرم روده تحریک پذیر اختلال. من تا به حال به حد مجاز به عنوان شکر تا حد امکان و به طور کامل قطع گلوتن از رژیم غذایی من به همراه لبنیات. این به من کمک کرد و من خیلی خوشحالم که من سندرم روده تحریک پذیر بعدی را تحت کنترل بیشتر شود.

من سعی خواهد کرد و گزارش پشت در سراسر اردوگاه چگونه همه چیز. در حال حاضر کاملا چند عضو جدید در تیم ملی در سال جاری پس از آن خواهد شد بزرگ برای شناختن همه آنها.

خاموش در سفر جاده ای ،

استیون

مصاحبه : استیون و داریو او Fredrick مربی ، زمستان 2009

در زمینه : ویدیو -- مدیر @ 09:38

مصاحبه با استیون و مربی داریو Fredrick از cozza اسکات در Vimeo .

بازگشت به اسپانیا (و هنوز هم قادر به صحبت به زبان اسپانیایی)

در زمینه : در راه باز هم -- مدیر @ 21:38

2010 ژانویه 8
نوشته شده توسط
استیون Cozza

تا کنون انتقال من به عقب به اسپانیا بوده است بزرگ. من در نهایت مانند شنوایی بانوی گالیم گالیم و او را "Paparazzi" ترانه در رادیو بازگشت در ایالت ، نمی تونستم تحمل کنم که 1 جلسه در تاریخ های رادیویی است ، اما در اینجا بیش از آن است که تا حد زیادی بهترین ترانه است ، در هوا می باشد.

چه کوچک جهان را در این می باشد. من در هواپیما نشسته دست آورد و درست در کنار من تد شاه از Cervelo گروه تست بود. ما هر دو شوکه کرد.

رانندگی پشت به خرنا حقیقی بود. یک دقیقه در گرجستان و بعد خرنا ، اسپانیا. خیلی ، خیلی ، عجیب و غریب و رو از زبان انگلیسی را بطور سلیس به زبان اسپانیایی مانند سن کودک 2 ساله کاملا تجربه زندگی است. حداقل من می توانم احساس جوان دوباره قصد بازگشت به روزهایی که من می توانم انگلیسی صحبت نمی کنم. یکی از این روزها ، من به زبان اسپانیایی صحبت می کنند و فتح به همه دوستان من در اینجا بیش از با بیش از فقط گفت : "سلام ، حال شما چطور است؟" ، و سپس ترجمه بقیه با زبان اشاره ساختگی.

پس از گرفتن همه چیز من رفت از آپارتمان قدیمی من ، من ریاست را به Svein است (هم تیمی کانادا از من است) خانه ای در Banyoles که در آن من خواهد بود اقامت 9 روز قبل از من برای اردوگاه را ترک کرده و تا زمانی که من می توانم جایی برای زندگی در استراحت پیدا از سال است که در آن خانه بزرگ و بهتر از هر جا که من بیش از هر زمان دیگری در اینجا باقی ماند. آنها گربه که من تغذیه برای آنها که وحشت زده کم است. من عاشق هر نوع حیوانی در جهان است ، اما من همیشه به حال مسائل با گربه. در بالای آن ، من به آنها حساسیت این paces گربه خاص به جلو و عقب در خارج و فقط خیره در من آن را دوست می خواهد به من غذا بخورند . هر وقت به خارج به او خوراک و یا دوباره از سوار شدن ، به او rubs سراسر پاهای من به عنوان اگر او تمایل به دوستی با من. من فکر می کنم او شروع به نرم شدن قلب من. امروز صبح وقتی دیدم گربه سفید ولگرد موجد خسارت در مواد غذایی خود را به سرقت ، من برای او ایستاده بود و می ترسم تا ولگرد دور او می تواند خود را در صلح صبحانه بخورند. آن تنها 3 روز شده نیاز به مراقبت از گربه ، اما چی کسی میداند ، شاید توسط هفتم 10 من گربه دوست من شک آن را...

تا کنون آب و هوا شده است واقعا بد است ، اما من قادر به گرفتن خوب جامد خشک در روز روز دیگر به نظر می رسد پیش بینی خوب برای آخر هفته ، بنابراین من دو روز سخت فرا می رسد. فردا من می خواهم برای خوب کوهنوردی در ورزش کبرا ، صعود خوب برای انجام فواصل. فقط چند روز سخت تر و پس از آن در تاریخ ما به والنسیا ، اسپانیا.

با تشکر برای خواندن ،

استیون

قصه های از Peloton یا Moustaches پرواز

در زمینه : گفتگو با استیون -- مدیر @ 11:00

2010 ژانویه 7
مصاحبه
یعقوب ، گربه 4 مسابقه دهنده در تاریخ کاسپ عظمت!

این چند هفته بر سر قهرمان شجاع ما بوده است ، و در آن زمان او سبیل رشد کرده بود ، befriended کامل از Garmin - Slipstream تیم ، و همچنین آنها را متقاعد به دریافت کارشناسی ارشد در ورزش علم ، به طوری که آنها می تواند به توقف پرداخت برای تغلیظ تست و تنها انجام آن خود را دارند. این دسته کنجکاو لطف خود را در عرضه ای بی پایان از Chipotle burritos بیان شده ، و یعقوب چیز دیگری برای خوردن برای 2 هفته گذشته داشتند. او مانند این خواهد بود کلیدی خود را به پیروزی احساس می شود. و همچنین داشتن دیو Zabriskie و استیون Cozza کار برای او نمی تواند صدمه می بینند.

یعقوب : پس دیو ، آنچه طرح ما برای امروز؟
دیو : یعقوب ، داشتن سبیل به معنای نداشتن برنامه است.
استیون : این کار برای شما کار. مثل باتلر ربات که دوچرخه سواری را ایجاد استراتژی برای شما نیست.
دیو : همچون دیاس و domestique سواری فوق لب شما.
استیون : این ذات برتر است.
یعقوب : عجب...
دیو : جوهر راحتی در آجیل DZ. ما فقط بز کوهی نمی خامه ، ما باید یک خط تمام لوازم جانبی.

یعقوب : صبر کنید ، چگونه فقط شما محل لینک ما را به گفتگو؟
دیو : این قدرت سبیل نیست.
استیون : شما می شود ، توپ دیوانه با DZ خشکبار به سوار حفاظت از آشغال کنید.
دیو : خوب قرار استیون ، خوب می شود.
یعقوب : ایست ، چه خبر است اینجا؟

استیون : به نظر می رسد مثل دو بزرگ گوزن -
دیو : Meese؟
یعقوب : Mooses؟

استیون : Moosi'i؟ Uh... یک گوزن شمالی است bucking شاخ دیگر.
یعقوب : خوب اگر آنها می خواستند مسابقه pissing ، آنها را خاموش کرده اید را به کنار جاده ها است.
دیو : شاید آنها تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن خانم ها؟
استیون : جالب توجه است ، اکثر آنها از بین رفته اند.
یعقوب : مضحک.
دیو : شاید crotches آنها enflamed؟
یعقوب : من ترجیح می دهم که گزینه مد نظر قرار ندارد.
دیو : یعقوب ، alls من فرصت...
یعقوب : شاید شما می توانید مرا نمونه رایگان ، بنابراین من می تواند آن را به دوستانم را تایید کردند؟

دیو : نه نمی توانیم.
استیون : آیا دوست دارید burrito آزاد چند؟
یعقوب : نه ممنون ، این دامان گذشته ، من را نمی توان با burrito بی مهارت.
دیو : ما بهتر خودمان را بخوبی برای راه اندازی با حداکثر سرعت دویدن.
یعقوب : من اسمی کوهنورد crappy ، اما من کاری رو که می توانیم.
استیون : ما می توانیم کمک ، حق دیو؟
دیو : استیون راست. Moustaches ، پرواز پنجم!

دیو : من پا TT علاقه من به تو به پایان یعقوب استفاده کنید!
استیون : من را پایین نگه سمت راست به طوری که شما می کنید بسته بندی کنید!
دیو و استیون : پنجم پرواز! مرحبا!
دیو : برو یعقوب! بند باز کردن آن thunderthighs از خودتان!
یعقوب : Raaah!

یعقوب : 4!

دیو : اوه آره... درست مثل بزرگ الف برنامه ریزی...

کمپ جورجیا ، مستعار : کمپ Caudill است ، آمدن به پایان

در زمینه : در راه باز هم -- مدیر @ 17:59

2010 ژانویه 2
نوشته شده توسط
استیون Cozza

جستجوی تمام راه های جدید برای من در اینجا در وارنر Robins گرجستان شده است بسیاری از سرگرم کننده است. من شده اند قادر به گذشته 1 زمینهای کشت پنبه را من همیشه سوار و حتی مردم محلی برای یادگیری نحوه کرک گردوی آمریکایی که از درختان گردو فراوان کاهش یافته است. از طریق خانواده جن و فروشگاه دوچرخه محلی ، در واقع لقب "فروشگاه دوچرخه" ، من توانسته ام با سواران چند ملاقات محلی برای یادگیری برخی از بهترین راه در این منطقه است. Garmin که مرا کمک کند بسیار است ، اما همیشه به خوبی از دانش محلی در حالی که بر روی جاده ها باز است.

هفته اول من در اینجا بود در گرجستان هفته استراحت سخت بود ، اما در هفته گذشته بوده است کمی بیشتر شدید. من واقعا احساس که اگر من در قبل از آموزش هستم ، اردوگاه های آموزشی. راب Caudill ، پدر جن است ، حتی تمیز کردن و جلا دوچرخه من فقط در مورد هر روز پس از سوار شدن من است. خیلی کمک بزرگی است زیرا من برای سواری من با علم به اینکه دوچرخه من هموار عمل برود.

در مجموع ، این بوده است یکی از بهترین زمستان من نشده است. من همه آماده و هیجان زده برای رفتن به اردوگاه آموزشی در اواسط ژانویه در والنسیا و من واقعا نگاه رو به جلو برای مسابقه اول فصل در شرق میانه است. واقعا هیجان انگیز می شود با شروع شدن فصل 2010 در جایی که باید قبل از هرگز است. من فقط می توانم آنچه را از آن خواهد شد مثل تصور...

نمی تونم باور کنم که در حال حاضر سال 2010. زمان فقط با این روزها مگس. سال جدید مبارک ، به همه!

خاموش به اسپانیا بروم ،

استیون